تبليغاتX
good bad ugly - حقیقت
به نام خداوند حق و عدل و مهربانی و زیبایی

 در جستجوی حقیقت

 

امسال هم شروع شد مثل سال قبل و سالهاي ماقبل اون

 ديدي كه فراموش كردن اندام اونهائي كه سال قبل پيش تو بودن اما امسال پيش تو نيستند  چقدر برات آسون بود.

ديدي كه ميگفتي اگه اون نبيني زنده نميموني

اما حالا مدتهاست كه ديگه اونو نديدي اما هنوزم زنده هستي

گفتن خيلي چيزها ساده است و فراموش كردن حرفهائي كه قبل زديم ساده تر

اميد دادن به ديگران خيلي ساده است و بجاي ديگران بودن چقدر سخت.

يك سال ديگه گذشت بي آنكه  هيچ تغيير ی كرده باشم

ديشب داشتم از كنار خيابون رد ميشدم

دختري رو ديدم كه صورتش سوخته بود

اونقدر سوخته بود كه حتي خودش دوست نداشت سرش رو بالا كنه

يك لحظه چشاي اون توي چشاي من گره خورد

و دوباره سرش رو پائين انداخت

چند لحظه ميتوني بجاي اون دختر خودت رو بگذاري

بعضي وقتها خيلي خوب هست يك لحظه خودت رو بجاي ديگران بگذاري

پيش از اينكه نوبت خودت فرا برسه

بعضي وقتها خيلي خوب هست كه وقتي روبروي آينه مياستي

تا خودت رو آرايش كني

يك لحظه با خودت فکر کنی صورتت درست مثل صورت همون دختري است كه من ديدم

آره دوست من اميد دادن به ديگران خيلي ساده است اما بجاي ديگران بودن خيلي سخت.

گفتن كلمه دوستت دارم خيلي ساده است و فراموش كردن اين كلمه ساده تر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 11:15  توسط بیگ سعید   |